نیم وجبی بانووووووونیم وجبی بانووووووو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

دست و جیغ و هورا به افتخار خانوم نیم وجبی

بدون عنوان

1392/12/22 22:19
1,347 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ما دو نفری اومدیم. سر فرصت میام همچیو تعریف کنم.فاطمه تنسیمون ساعت ١٥:٤٥ _ ١٨ اسفند طبیعی به دنیا اومد.

 بچه موش ما

پسندها (3)

نظرات (12)

my best uncle to world
22 اسفند 92 23:10
خدا حفظت کنه جیگیلوی من.لا حول ولا قوه الا بآلله،فتبارک الله الاحسن الخالقین
مرضیه ع
23 اسفند 92 10:51
ماشاالله چقدر نازه. زیبا جون خدا برات ببخشه.
افسونی
23 اسفند 92 20:31
مبارکه عزیزم چقد نازه چقدم به آواتارت شبیهه پس دیگه الان سر پایی و خودت کاراتو میکنی خیلی خوبه عزیزم واسه ما هم دعا کن
فریده
24 اسفند 92 0:06
خیلی خیلی مبارکه زیبا جون.آخی ماشالله چه نازه. ان شالله نامدار باشه زیر سایه شما و باباش بزرگ شه.چه خوب که طبیعی بودی.خداروشکر.پس دخمل گلت دقیقا ۴ ماه از آرتا کوچیکتره
تينا
24 اسفند 92 9:07
عزييييييييييييييييييييييييزم مباركه زيبا جون انشاله خوش روزي و خوش قدم باشه ماشاله چقدرم ناز داره دخملت
مرجان
25 اسفند 92 8:49
سلام زیبا جون 'قدم نورسیدت مباااااارکه انشاله در پناه خدا و زیر سایه شما در صحت و سلامتی کامل باشه شیطون چیکار کردی دخملت اینقدر ناز شده؟؟؟شبیه بچگیهای آواتارت (شجاع خانم) شده'وای که چه خوردنی بشه این دخملی زود بیا و تو وبلاگت از همه چی بگو و مارو در جریان احوالاتت بزار
خاله محبوبه
25 اسفند 92 13:18
سلام عزیزم...وااااااااااااااااااااااااااااااااای ماشاله...چه دخمل ناز و خوردنی هستی تسنیم جونم... با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مامان زیبا گرامی...انشاله حالتون بهتر شده...بالاخره انتظار سراومد و تسنیم خانوم ما اومد تو بغل مامان زیبا و باباش... انشاله هرسه تون سالم و شاد باشین در پناه حضرت فاطمه(س)... تسنیم جون توی این مدت که تو شکم مامانی بودی...مامانی و بابایی خیلی نگرانت بودن...خداروشکر که به سلامت اومدی...امیدوارم همیشه سالم باشی و عروس خودم بشی...البته اگه مامانت تو رو به امیرطاهای خاله سمیه نده... بای بای خاله جون...
سمیه
25 اسفند 92 23:10
وااااااااااااای ریبا مبارکه چقدرررررر خوشحال شدم خیلی ناز و خوشگله دخترت راستی کلی بهت غبطه خوردم و بهت مرحبا گفتم برا دل و جراتت که طبیعی زایمان کردی خیلی کار خوبی کردی من الان 37 روزه زایمان کردم اما هنوز نمیتونم امیرطاها رو بغل بگیرم یا وقتیدراز میکشم و میشینم شدیدا درد دارم
مرجان
27 اسفند 92 0:04
سلام زیباجونم'قدم نورسیدت مبارک عزیزم'چقده نازه'مثل عروسکه!الهی که خداواستون حفظش کنه اومدم یهویی تو وبلاگت'فکرکردم بازم خبری نیست 'یهو عکس عروسکتو دیدم اونقدر ذوق کردم که نگوووووووو زودبیا و از اوضاع و احوال خودت و نی نی و زایمانت بگو'زودی بیا اتاق مامانایی که کودکان زیر هفت سال دارن2 بوس
سمیه
8 فروردین 93 15:18
خوشم میاد که هنوز عادت نکردی به بچه داری کردن و نتونستی عکس جدید بذاری زیبا جان
نرگس
18 فروردین 93 21:08
ای جانمممممممممممممممممممممممممممم دختر زیبا رو ببین چه جیگرههههههههههههههههه راستی بدویید بیاید میخوام عکس حلما خانومی رو بزارم
مامان مهلا
5 خرداد 93 12:58